عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

9

عوارف المعارف ( فارسى )

باب دوم در بيان تخصيص صوفيان به حسن استماع عن زيد بن ثابت - رضى اللّه عنه - قال : سمعت رسول اللّه - صلعم - يقول : « نضّر اللّه امراء سمع منّا حديثا فحفظه حتّى يبلّغه ، فربّ حامل فقه الى من هو افقه منه ، و ربّ حامل فقه و ليس بفقيه « * » رسول خدا - صلعم - گفت : خداى تعالى تازه داراد ، روى مردى كه ، چون حديثى از احاديث من بشنود ، ياد گيرد و نگاه دارد ، تا آنگاه كه باز رساند ، پس فرمود كه : اى بسا حامل فقه و دانش ، كه از شره خواندن و ياد گرفتن ، و جمع كردن ، از فايده و خاصيّت آن محروم بماند و در ظلمت كسالت ، در عمل گرفتار شود ، و چون باز رساند ، مستمع را به حسن استماع ، و وجد در استعمال ، از آن فقه و دانش ، حظّى بيشتر و نصيبى وافرتر بيابد از او . و ديگر گفت : بسا برگيرندهء بار علم و دانش ، كه از آن بار بىخبر باشد . و نصيب او ، بيش از تحمّل اعباء و مشقّت و عنا نباشد . و از دولت فايدهء آن خايب و بىبهره بماند . شيخ - رضى اللّه عنه - گفت : اساس و بنياد جملهء خيرات ، در نيكو شنودن درج است . قال اللّه تعالى : « وَ لَوْ عَلِمَ اللَّهُ فِيهِمْ خَيْراً لَأَسْمَعَهُمْ » « * * » يعنى : اگر خداى تعالى ، دانستى كه در وجود ايشان چيزى هست ، هرآينه بديشان شنوانيدى ، پند و حكمت و تذكير و موعظت . قال بعضهم : « علامة الخير فى السماع ان يسمع العبد بفناء اوصافه و يسمعه بحقّ من حقّ » يعنى : نشان خير ، در حسن استماع تعبيه است ، كه سالك به نور شمع حقيقى ، ظلمت فناى نفس ، ببيند و به دفع آن ظلمت مشغول شود . و حقيقت رضا و فرمان ، بداند و بدان قيام نمايد ، كه هر آن‌كس كه وسوسهء ديو و حديث نفس ، بر او غالب باشد بر حسن استماع قادر نتواند بود . و در حجاب غفلت بماند . صوفيان و اهل قرب چون بدانستند كه ، كلام حق تعالى ، پيغامهاى اوست ، به بندگان او ، به حسن استماع ، آن خطاب مستطاب ، قبول كردند . و در معانى آن ، تدبّر و تفكّر بجاى آوردند . هر آيتى از آيات قرآن ، بحرى يافتند از بحار علوم ، كه متضمّن جواهر زواهر معانى بود ، هم از روى ظاهر ، هم از روى باطن . و محرّض ايشان شد ، بر اعمال صالحه و افعال پسنديده . و همچنين به نور حسن سماع ، باز ديدند كه ، احاديث و اخبار نبوى - عليه الصلاة و السّلام - وحى است مطلق ، و علمى است لدنّى ، تلقّى كرده از حضرت عزّت ، و بىغرضى ، و شائبه‌اى به خلق مىرساند . و ايشان را تحريض مىكند ، بر محاربت شيطان و مصالحت با حضرت عزّت ، چون اين حال ، بر نظر صائب ايشان كشف شد . متابعت شريعت واجب ديدند . و آن را مهم‌ترين كارها دانستند . كه مخالفت شريعت و وساوس شيطان ، دودى است برخاسته از آتش نفس امّاره ، و غبارى است

--> ( * ) متن عوارف ص 19 و جامع الصغير ج 2 ص 187 . ( * * ) انفال / 8 : 23 .